... دوستت دارم ... همین ...

با تشکر از سروش عزیزم 

که این شعر زیبا را در وبلاگش گذاشته بود ...

این را سروش گفته  ولی  تو از زبان من شنو  :

 

 

 

دوستت دارم، همین! اعترافی بیش از این؟

رد پایم را در این مفهوم بی همتا ببین

دوستت دارم ! چگونه غرق چشمانت شوم؟

غرق در خورشید پر احساس تابانت شوم؟

دوستت دارم! گناهم عاشقی در کوی توست

من که احساسم همه آواره ابروی توست

عشق بازی های من با خنده هایت دیدنی است

ناز آهنگ نگاهت، میوه های چیدنی است

من به گاه بارش عشق خدایی دیدمت

در پی نمناکی باران دل بوییدمت

دوستت دارم! مرا تا آسمانها می بری

آسمانها هم حقیرند، در جهانها می بری

یادی از لبخند تو کافی است از بهر دلم

نقش یک تندیس می گردد از این آب و گلم

من خیالت را چو برگ گل نوازش می کنم

من وصالت را هزاران بار ، خواهش می کنم

دوستت دارم! مرا سیراب کن سیراب کن

این کویر تشنه را یکباره غرق آب کن

من تو را با رویش گلها فراوان دیده ام

من تو را در نغمه شیرین باران دیده ام

دوستت دارم، کمی دریاب این دلخسته را

این من مست و خراب ، این ساغر بشکسته را

 

دوستت دارم، همین! اعترافی بیش از این؟

رد پایم را در این مفهوم بی همتا ببین!

 

 

/ 2 نظر / 30 بازدید
دختر باران

و به یاد خواهم داشت که: دوستت دارم «دوستت دارم و تاوان آن هر چه باشد،باشد زیبا بود موفق باشید[گل]

..........

کلماتم را در جوی سحر می شویم لحظه هایم را در روشنی باران ها تا برای تو شعری بسرایم روشن تا که بی دغدغه بی ابهام سخنانم را در حضور باد این سالک دشت و هامون با تو بی پرده بگویم که تو را دوست می دارم تا مرز جنون