... شرمنده شدم ....

 

داشتم می پلکیدم واسه خودم تویه وب و  خیال ....

دنبال چیزی میگشتم ... تویه این چیز گشتنم .. مطلبی دیدم با عنوان .... " نامه یک زن ایرانی به مرد ایرانی" یا یه همچین چیزی ... به خودم گفتم ... " ایول قلن ، یکی به ما نامه داده ! " لوطی لوطی رفتم نامه رو خوندم ... خط به خط ... نه از زن جماعت بود ، دقیق دقیق ... جزء به جز ء ... هر خطش رو که خوندم دیدم ... راسته ... شرمنده شدم ... خط به خط ... قامتم خم تر شد ... دیدم راسته ... شرمنده تر شدم ... خواستم بگذرم زودتر ، دیدم نامردیه .... ما که ادعای مردیمون - لااقل واسه خودمون - گوش فلک رو کر کرده ... نگذشتم ... گفتم میمونم پای خبطام ... غلط کردم ؟ خوب تاوونش رو میدم ... حبسش و می کشم ... شرمندگیش و می کشم .. ولی پاش می ایستم ...

... البته بگم که ...

همیشه .. هر جا ... یه  ضعیفه ایی اومده و ... ما نشسته بودیم ، یا علی گفتیم پیش پاش و .... جلو پاش بلند شدیم و ....بفرما بشین آبجی گفتیم ... ، اگرم اون ننشسته ... دیگه عارمون اومده ،  دوباره بشینیم رو جایی که یه بار قبلا پیشکشش کردیم .... هر جا ضعیفه ایی بوده حرمتش رو نگه داشتیم زیاد نفس عمیق نکشیدیم ، مبادا بوی نفسمون هوا رو برداره واسه لطیف جماعت هوا کم بیاد ...

... ولی خوب  ... وقت جماعت مردا خبط کنن خوب پای  همه نوشته میشه دیگه .... ما هم مدعی هستیم به مردی   ... نا سلامتی ... لااقل پیش هیچکی نه ...  پیش خودمون .... واسه همین ما هم یه پامون گیره این وسط ....

خلاصه خواستم بگم به ننه ها  و  همشیره هام .. که ایول ... خوندم ... شرمنده ام ... نمیدونم چطوری جبران کنم ... خلاصه اینکه ببخشید ...

به مرد جماعت ها هم بگم ... بابا ایوالله داره دیگه ... خو آدم شید ... نه ... مردشید جلو من از این کارا کنید تا .... لا اله الا الله ... جمع کنین بساطتون رو ... دیگه عارم اومد با شما ها هم جنسم ... یه ریزه به ننتون فک کنین اخه ... اه ه ه ه ه  ....

گفتم نامه هه رو اینجا بدم بلکه مردایی که میخوان آدم شن بگن یا علی ...

اینم پیغوم :

 

نامه ساده یک زن ایرانی به مرد هموطنش


پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" قیمتت چنده خوشگله؟"
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"
‏------------

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
‏------------

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی

‏------------
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند
گفتی:"زهرمار!"

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود

‏------------

در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی

‏------------

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی

مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

‏------------

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است

من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام

‏------------

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی

عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

‏ ------------

من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ

من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای مهندس آقای دکتر

‏------------
وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است

و وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است


‏============
‏‏
مردی به من نشان بده تا "روز مرد" را به او تبریک بگویم!

***************************

... چی بگم آبجی ... شرمنده ....

... نامردای روزگار .... آدم شین دیگه .... اه ه ه ه ه ه

/ 1 نظر / 4 بازدید

سلام نظری در مورد این نامه ندارم.اگر متلک گو آدم بود که متلکاش بی جواب نمیموند.گرچه اینرو به حساب اشتباه لفظی میذارم.ولی از شما بعید بود.تعجب کردم .نشان آدمیت این باشه که در موردیه انسان لفظ "ضعیفه" به کار بره.دفاع ضعیف از هزار تا متلک بدتره..ویه نشان آدمیت اینکه هر وقت بخوام به بهانه حلال و حرام همزمان چند تا از این ضعیفه ها رو بگیرم.روز مرد بر همه تون مبارک.