.... ناگهان رمضان گذشت ...

همیشه آخر رمضان که میشه

ا زخودم میپرسم

" آیا تا رمضان دیگه زنده هستم تا بتونم رمضان بعدی رو بهتر ... با کیفیت تر  .... خالص تر ... مومن تر .... نزدیکتر .... و سبک تر .... شفاف تر..... "

و بعد تویه ذهنم نقشه می کشم که رمضان بعدی رو از کی به اسقبال برم از کی رمضانم رو شروع کنم .... چه کارا بکنم چه کتاب هایی  رو تویه رمضان بخونم .... چه کارهای نیکی رو انجام بدم .... از کدوم بدی ها دوری کنم مشخصا و ....

 

اما رمضان 93  فاجعه بود ... آمدنش و بودنش و رفتنش حس نشد ... فقط در آن گرسنه بودم و تشنه .... آنقدر درگیر کارهای جابجایی و کلاس هایم بودم که  وجود رمضان جز به گریسنگی و تشنگی حس نشد و جز به گرسنگی و تشنگی نگذشت ... این رمضان سبک ترم نکرد ...

 

تا جایی که بخاطر می آورم این رمضان بدترین رمضان همه عمرم بود ...

حالا باز هم این سوال سالیانه به سراغم آمده است ...

آیا سال آینده هستم تا سعی و تلاش کنم برای درک رمضان   ....

 

/ 4 نظر / 18 بازدید
مهدیه

همیشه دیر می ‌فهمیم! وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد قدرش را میدانیم: یک لحظه آفتاب در هوای سرد غنیمت می‌شود. خدا در مواقع سختی‌ ها تنها پناه می‌شود. یک قطره نور در دریای تاریکی همه ‌ی دنیا می‌شود. یک عزیز وقتی که از دست رفت همه کس می‌شود. ... ... پاییز وقتی که تمام شد٬ به نظر قشنگ و قشنگ ‌تر می ‌شود… فرصت ‌ها را از دست نده! زندگی آنقدرها هم طولانی نیست… شاید فردایی نباشد! قدرش را بدان!

سارینا

...مستان سلامت میدهند ... لیک شما را که بر من گوش سپرده‌اید می‌گویم: دشمنان خویش را دوست بدارید و بر آنان که از شما بیزاری می‌جویند، نیکی کنید، از برای کسانی که نفرینتان می‌کنند برکت طلبید و بهر آنان که بر شما افترا می‌زنند دعا کنید. بر آن کس که بر گونه‌ی تو نواخت، گونه‌ی دیگر را بگردان و از آن که ردایت را ستاند، پیراهن خویش دریغ مدار... آنچه می‌خواهید آدمیان از برای شما کنند، خود بهر ایشان کنید. چه اگر دوستداران خویش را دوست بدارید، شما را چه فضیلتی خواهد بود؟ چرا که گنهکاران نیز دوستداران خویش را دوست می‌دارند. و اگر نیکی‌کنندگان خویش را نیکی کنید، شما را چه فضیلتی خواهد بود؟ گنهکاران نیز به گنهکاران وام می دهند تا از ایشان عوض گیرند. بر خلاف، دشمنان خویش را دوست بدارید و نیکی کنید و بی‌چشمداشت عوض گرفتن وام دهید. آنگاه پاداش شما عظیم خواهد بود و پسران خدای تعالی خواهید بود، چه او با حق‌ناشناسان و بدکاران مهربان است. "انجیل لوقا، باب 6 آیات27 تا 35"

سارینا

ما زبان را ننگریم و قال را ما روان را بنگریم و حال را ناظر قلبیم اگر خاشع بود گرچه گفت لفظ ناخاضع رود زانک دل جوهر بود گفتن عرض پس طفیل آمد عرض جوهر غرض چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز سوز خواهم سوز با آن سوز ساز آتشی از عشق در جان بر فروز سر بسر فکر و عبارت را بسوز موسیا آداب‌دانان دیگرند سوخته جان و روانان دیگرند عاشقان را هر نفس سوزیدنیست بر ده ویران خراج و عشر نیست گر خطا گوید ورا خاطی مگو گر بود پر خون شهید او را مشو خون شهیدان را ز آب اولیترست این خطا را صد صواب اولیترست در درون کعبه رسم قبله نیست چه غم از غواص را پاچیله نیست تو ز سرمستان قلاوزی مجو جامه‌چاکان را چه فرمایی رفو ملت عشق از همه دینها جداست عاشقان را ملت و مذهب خداست لعل را گر مهر نبود باک نیست عشق در دریای غم غمناک نیست "مثنوی"

سارینا

ما زبان را ننگریم و قال را ما روان را بنگریم و حال را ناظر قلبیم اگر خاشع بود گرچه گفت لفظ ناخاضع رود زانک دل جوهر بود گفتن عرض پس طفیل آمد عرض جوهر غرض چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز سوز خواهم سوز با آن سوز ساز آتشی از عشق در جان بر فروز سر بسر فکر و عبارت را بسوز موسیا آداب‌دانان دیگرند سوخته جان و روانان دیگرند عاشقان را هر نفس سوزیدنیست بر ده ویران خراج و عشر نیست گر خطا گوید ورا خاطی مگو گر بود پر خون شهید او را مشو خون شهیدان را ز آب اولیترست این خطا را صد صواب اولیترست در درون کعبه رسم قبله نیست چه غم از غواص را پاچیله نیست تو ز سرمستان قلاوزی مجو جامه‌چاکان را چه فرمایی رفو ملت عشق از همه دینها جداست عاشقان را ملت و مذهب خداست لعل را گر مهر نبود باک نیست عشق در دریای غم غمناک نیست "مثنوی"