آموزش مستی در ۲۴ گام - گام اول

اولین گام

پرهیز از دام - من بهترم

میگن اولین درسی که خداوند با قصه به آدمی یاد داد همین درس بود. ...

مگه این نیست که قصه های شب واسه بچه هامون بهترین فرصته واسه اینکه یه آموزش قشنگ و جالب واسه سرگرمی بچه ها و در عین حال آموزنده و فراموش نشدنی بهشون بدیم؟

قصه ها و مثل های خداوند در کتاب های آسمونی اش هم همین شکلیه ، آموزش در طی یه قصه و مثال ...بهتریین نوع آموزش....

در انجیل ( کتاب مقدس مسیحیان ) آمده که کسی از حضرت مسیح پرسید چرا مطالبش رو صریح بیان نمیکنه و بجاش مرتب داستان و استعاره و مثال میزنه ؟

حضرت مسیح در پاسخ برای اون یه مثال زد!......

گفت نکته هایی که می خوام بگم مثل دونه های گندم هستن که اونها رو برای کشت بر روی زمین هر جایی پخش می کنم بعضی این دونه ها روی زمین های مستعد ریخته میشن و بسیار خوب رشد می کنن بعضی دیگه روی صخره ها ریخته میشن و رشد نمی کنن بعضی دیگه روی زمین های کمتر مستعد وآماده ریخته میشن و رشدشون کم و بیش تغییر میکنه ......واسه همین بجای اینکه مطلب رو صریح بیان کنم با مثال و قصه وداستان بیان می کنم تا هر کس به اندازه استعدادش از اون ها بهره ببره....

به قول اون دوست رحمت و دانش خداوند مثل اقیانوسیه که هر کس به اندازه ظرف وجودش میتونه از اون برداشت کنه و نکته های آموزشی خداوندی به همین دلبل با مثال و رمز استعاره بیان میشن تا هر کسی به اندازه ظرف و ظرفیتش از اون ها بهره مند بشه ، داستان های خداوند برای همین به صورت مثال و داستان و استعاره بیان میشه و برای رسیدن به مفهومش باید رمز گشایی بشه و هر کسی ممکنه با توجه به ظرف خودش رمز گشایی های مختلف و عمیق تر ی از اون ها برداشت کنه....

در قرآن (کتاب مقدس مسلمانان) هم ذکر شده .....خداوند خجالت نمی کشد که مثال هایی به کوچکی و خوردی پشه بزند یا حتی از آن هم کوچکتر و خوردتر ، اما کسانی که ایمان دارند می دانند که آن نکته حقیقتی را بیان می کند از جانب خداوندگارشان اما انکار کنندگان اما می گویند خداوند منظورش چه بوده از این مثالی که زده ؟...بسیاری با این مثال گمراه می شوند و بسیاری با این مثال هدایت و راهنمایی می شوند و. با این مثال کسی گمراه نمی شود. مگر اینکه فاسق باشد .... ( سوره بقره - آیه ۲۶ )

بنابراین هر یک از این مثال ها و داستان ها رو باید با عقل و تدبیر سعی کنیم رمز گشایی کنیم-اگر دوستان در رابطه با این نکات چیزی به ذهنشون میرسه خوشحال میشم در بخش نظرات ، من و سایر دوستان رو هم در درکشون سهیم کنن همونطور که من و دیگران هم برداشت هامون رو بیان می کنیم.... اما ادامه قصه ...

.. اولین دامی که پهن میشه سر راه آدمی.... واسه آدم بودنش ...واسه مستی اش .... اینه که فکر کنه "من بهتر از دیگری ام ". ... این درسیه که خداوند در ماجرای تمرد شیطان حکایت می کنه واسه ما ....

...قصه شبی برای فرزندانش تا اونا درسی رو یاد بگیرن ...

....مراقب "ان خیر منه " باشین - من بهتر از اویم ... .راهترین دام از دام های شیطانه .... اینکه تصور کنی. دین تو از دین یک مسیحی بهتره ....اینکه فرزند تو بهتر از فرزند یک. بت پرسته. ... اینکه پدر تو برتر از پدر همسایه اته .... اینکه خودت بهتر از یه سگ جذامی مریض چندش آوری .... بله تا این حد ....

.... داستان حضرت موسی و حضرت حق رو نشنیدین که به موسی امر کرد برو و بدترین موجودی رو که پیدا کردی رو برام بیار....موسی رفت و کلی گشت هر کسی رو که به عنوان بدترین پیدا می کرد فکر می کرد و می دید اون نیست تا اینکه یه سگ بیمار جذامی خیلی زشت و بد بو و مریض و نحیفی رو پیدا کرد و ریسمانی بهش بست و راه افتاد سمت محل قرار .... نزدیک اونجا که رسید فکر کرد چرا فکر میکنه که اون سگ بدترین مخلوق خداونده و خودش نسبت به اون برتری داره...

...دلیل و استدلالی پیدا نکرد و ریسمان رو باز کرد و سگ رو رها کرد و خودش رو به سر قرار برد..... وقتی حضرت حق پرسید چی آوردی ؟....پاسخ داد چیزی بدتر از خودم پیدا نکردم .....حضرت حق گفت اگر چیزی آورده بودی از نبوت خلع می شدی ...

...حساب و کتابی بوده که حضرت موسی کلیم الله شده ..... القصه ، فکر می کنین حسین بن علی شیعه از برنادت سوبیرو مسیحیا بهتره ؟ فکر می کنین دین اسلام شما از دین یه بت پرست بهتره؟ فکر می کنین جنس شما از جنس شیطان بهتره؟ اونم همین اشتباه رو کرد.....پیشنهاد می کنم دوباره فکر کنید......بهتر و عمیق تر ...... خداوند خودش گفته.....( ادامه دارد...)

/ 3 نظر / 17 بازدید
ساقی

چو رسی به طور سینا ارنی بگو تو مگذر چه خوش است از او جوابی ، چه "تری" چه "لن ترانی" و لَمّا جاءَ موسَى لِميقاتِنا و كَلَّمهُ رَبُّهُ قال رَبِّ أَرِني أَنظُر إِلَيكَ قَالَ لَن تَراني. ترجمه: و هنگامى كه موسى به ميعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد: "پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببينم". گفت: "هرگز مرا نخواهى ديد." آه که چه بر موسی گذشت وقتی "لن ترانی" شنید. آتش سینه از دستش برون تراوید. ید بیضا! عرفا می گویند: آخر نه کم از نظری گفته اند آن ساعتی که موسی "لن ترانی" شنید و مقام وی در آن زمان برتر از وقتی بود که "ارنی انظر الیک" گفت، زیرا که این ساعت در مُراد حق بود و آن ساعت در مُراد خود. صائب به زیبائی تمام نثر بالا را به نظم زیر تصویر می کند: هر كه راه گفتگو در پرده‌ي اسرار يافت چون كليم از "لن تراني" لذت ديدار يافت اما! اما خلاصه کنم به اینکه: "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد تو که با منی همیشه چه جواب "لن ترانی"؟

ساقی

"قلب خاک خوبی دارد. هر دانه که در آن بکاری، از هر جنس، از همان جنس، صد دانه برمیداری." آتش بدون دود. نادر ابراهیمی. پاورقی: فلک آن روز که ترکیب در اشیاء می کرد مهره مهر تو را در دل ما جا می کرد

دانیال

مطلبتون زیبا بود ولی نتیجه ی آخرش چیه؟ میخوای بگی اسلام برتر نیست؟ میخوای بگی امام حسین علیه السلام از برنادت سوبیرو بهتر نیست؟!! لطفا" جوابتو ایمیل کن....آدرس وبلاگتم اونجا بذار تا اگه بحثی بود خدمت برسم...یاحق