با تو دارد گفت وگو شوریده مستی

با تو دارد گفت وگو شوریده مستی .

- مستم ودانم که هستم من-

ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟

 

عزیز دلی گله داشت از اینکه چرا آپ دیت نمیکنم .

گفتمش : " چون مستی هم درد من و دیگه دوا نمی کنه "

ولی به حرمت "نفس دوست" - که دمش گرم و سرش خوش باد - این شعر را به تاری از گیسوی پری وار پر پیچش که آنجا  "سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت"   تقدیم میکنم -

 شعری از    سه برادر   ( اخوان ثالث )

 

مستم و دانم که هستم من

 

باغ بود و دره- چشم انداز پر مهتاب.

ذاتها با سایه‌های خود هم اندازه .

خیره در آفاق و اسرار عزیز شب،

چشم من – بیدار و چشم عالمی در خواب.

نه صدائی جز صدای رازهای شب،

و آب و نرمای نسیم و جیرجیرکها،

پاسداران حریم خفتگان باغ،

و صدای حیرت بیدار من (من مست بودم، مست)

خاستم از جا

سوی جوی آب رفتم، چه می آمد

آب.

یا نه، چه می‌رفت؛ هم ز انسان که حافظ گفت، عمر تو.

با گروهی شرم و بی‌خویشی وضو کردم.

مست بودم، مست سرنشناس، پانشناس، اما لحظه پاک و عزیزی بود.

برگکی کندم

از نهال گردوی نزدیک،

و نگاهم رفته تا بس دور.

شبنم آجین سبز فرش باغ هم گسترده سجاده.

قبله گو هر سو که خواهی باش.

با تو دارد گفت وگو شوریده مستی .

- مستم ودانم که هستم من-

ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟ 

 

/ 1 نظر / 23 بازدید
باران

سلام وخوشامد برای اپ قشنگت ممنون دوست من ........خدارو شکر که اومدی.........زخمی تر ازهمیشه ازدرددل سپردن سرخورده بودم ازعشق درانتظار مردن باقامتی شکسته ازکوله بارغربت درجستجوی مرحم راهی شدم زیارت رفتم برای گریه رفتم برای فریادمرحم مراد من بود کعبه تورو به من داد ای ازخدارسیده ای که تمام عشقی درجسم خالی من روح کلام عشقی ای که همه شفایی درعین بی ریایی پیش تو مثل کاهم تو مثل کهربایی هرذره ازدلم رو باحوصله زدی بند این چینی شکسته ازتو گرفته پیوند اب تکیه گاه گریه ای هم صدای فریاد ای شکل تازه ی عشق کعبه توروبه من داد منزورقی شکسته ام اما هنوز طلایی طوفان حریف من نیست وقتی تو ناخدایی بالاتر از شفایی ازهرچه بدرهایی ای شکل تازه ی عشق توهدیه ی خدایی باتو نفس کشیدن یعنی غزل شنیدن رفتن به اوج قصه بی بال وپرپریدن ای تکیه گاه گریه ای هم صدای فرباد ای شکل تازه ی عشق کعبه توروبه من داد