گفتند که پیدا شو

.   ..    ...

خارم اگر از خاری
خارم تو مپنداری


دانم که مرا با گل
یکجا تو نگهداری


گل را تو به آن گویی
که از عشق معطر شد


آن گل که فقط گل بود
در حادثه پر پر شد

سودای تو را دارم
من از دل و از جانم

گفتند که پیدا شو

دیدند که پنهانم

گفتند که پیدا کن

خود را و تو را با هم

گفتم که پیدا هست
در هر نفس آدم

پیداست و من پنهان

من در تن و او در جان

یک آن نظری کردم
در خود گذری کردم

دیدم که نه در دوری
نزدیک تر از نوری

در راه عبور از تو
من این همه دور از تو

یک عمر نیندیشم
هیهات، تو در پیشم

چشم است که بینا نیست
در عشق که این ها نیست

...  ..  .

 

 

(ترانه  خار        از      سیاوش قمیشی      در        آلبوم حادثه  )

/ 0 نظر / 51 بازدید