... مهرت نه عارضی است که جای دگر شود ....

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود
آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

آنگاه بی‌مضایقه‌تر نعره می‌کشم
تا آسمان ِ کر شده هم - با خبر شود

آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم
تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود

تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست
«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»

آرامشم همیشه مرا رنج داده‌است
شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد
کاشا که عشق مختصری نیشتر شود

 

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
ساقی

ای آیه ی مکرر آرامش ،می خواهمت هنوز آری هنوز هم، دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج می زند ، راهی به دل بجو!

ساقی

تو نزدیکی که ماهیها به سمت خونه برگشتن به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینه کسی که پای هفت سینت یه عمره سیب می چینه کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه تو هم درگیر تشویشی مثل حالی که من دارم برای دیدنت امشب ، تموم سال بیدارم هوای خونه برگشته ، تموم جاده بارونه یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه هوای خونه برگشته ، تموم جاده بارونه یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه تو هم درگیر تشویشی مثل حالی که من دارم برای دیدنت امشب ، تموم سال بیدارم...